ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
106
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
به اجماع صحابه نگرند ، چه ايشان ضلالت نكنند ، و اگر از اينها سهگانه نيابند هر آينه قياس كنند بر چيزى مثل آن ، از بهر آنك حوادث غير متناهيست و نصوص متناهى ، هردو مطابق نيامدند پس قياس واجب باشد . و از ايمّه داود اصفهانى قياس را اعتبار نمىكند ، اما امام ابو حنيفه قياس را بغايت اعتبار مىكند و قياس را بر خبر مقدم مىدارد ، و مالك و امام شافعى و احمد حنبل هرگاه كه خبر يابند به قياس التفات نكنند . و ايشان را درين تصانيف بسيارست و تأليف بىشمار . امّا شريعت و آن طهارت و نظافت « * » است در حواشى انسان و اطراف او سبب ملاقات نجاسات و صلوة ، و آن خضوع و خشوع و تواضع به حضرت رب العزه ، و زكات و آن مواسات و معونت و اتصال است ، و صيام رياضت نفس جموح و قمع شهوات است و حصول رقت و صفاء نفس ، و حج و مناسك و آن خروج است از دنيا و اتصال و اقبال به آخرت ، و جمعه و اعياد براى اجتماع خلايق است كه از مصاحبت و موافقت يكديگر مفاوضت و مؤانست جويند و تجديد عهد نمايند ، و تحريم مردار و خون و آن كراهيت نفس و نفار طبع است ، ازيرا امتناعش واجب و لازمست و فتنه 107 ابتلائيست . از ايراد كلام مولانا نظام الدين عبد الملك و افاضت بيان و استماع اين فصل زيبا رخ پادشاه جهاندار چون گل به هنگام بهار بشكفت و بر طبع پاك او فراوان آفرين و بر خاطر انورش زه و تحسين فرمود ، چه بغايت علوم دوست و علما - نواز و دانشپرور و عدلگستر بود ، لا جرم درگاه او پيوسته به زمرهء علماى رافضى « * * » و فضلا و فرقهء ادبا و حكما مملو و محشو بودى . و علما گفتهاند كه خوى رعيت از سيرت پادشاه مستفادست و مثال آن چنانك : هولاكو خان جهانگير و جهاندار
--> ( * ) اصل : نظافت ( ! ) ( * * ) كلمهء رافضى زير همين سطر نوشته شده و ظاهرا مربوط به همين سطر است